لینک خرید فایل@تحقیق آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح@

تحقیق آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح|35027840|nce42079140|تحقیق آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح,مبانی نظری آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح,پیشینه تحقیق آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح,چارچوب نظری آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح
باری دیگر یکی دیگر از فایل ها با عنوان تحقیق آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح آماده دریافت می باشد برای دانلود به ادامه پست مراجعه نمایید.

توضیحات:دانلود تحقیق با موضوع آثار و احکام فسخ و انفساخ در عقد نکاح،در قالب word و در 31 صفحه، قابل ویرایش.

بخشی از متن:گفتار اول: آثار و احکام فسخ در عقد نکاح
فسخ نکاح، مانند فسخ هر عقد لازم دیگرى، اختیارى است که در موارد معینه اى طبق قانون به یکى از طرفین عقد داده‌شده که به‌موجب آن می‌تواند، عقد را به هم بزند و ادامه وجود عقد و آثار آن را از زمان فسخ متوقف نماید. در مورد فسخ، فرض بر این است که عقد، به‌طور صحیح واقع‌شده و آثار و نتایج مترتب بر خود را دارد، ولى یا برمبنای عقد و شرط طرفین و یا به لحاظ وجود وضعیتى که ادامه عقد، موجب زیان یکى از طرفین می‌شود، طرف عقد حق دارد آن را فسخ نماید و به حیاتش پایان دهد. در عقد نکاح حق خیار فسخ بر اساس توافق طرفین و قرار دادن شرط خیار فسخ پذیرفته‌نشده است و ماده ۱۰۶۹ ق.م تصریح می‌نماید که: «شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است...»
موارد معینه قانونى که به یکى از طرفین اختیار می‌دهد عقد نکاح را فسخ کند نیز نسبت به سایر عقود و قراردادها محدودتر است. اصولاً می‌توان گفت طبق قانون مدنى دو چیز عامل پدید آمدن حق فسخ نکاح است: خیار عیب و خیار تخلف از شرط صفت. البته عنوان دیگرى هم در فقه موجب حق فسخ شمرده‌شده که عبارت است از تدلیس. این عنوان در قانون مدنى نام‌برده نشده ولى می‌تواند در بسیارى از موارد تحت عنوان عیب یا تخلف از شرط صفت قرار گیرد و به‌هرحال اگر آن را عنوان مستقلى بگیریم می‌توان گفت: فقط سه عامل: عیب، تخلف از شرط صفت و تدلیس می‌تواند در نکاح موجب فسخ باشد که در زیر به بحث بررسی آثار آن‌ها می‌پردازیم:
1. آثار و احکام خیار عیب در عقد نکاح
1-1. عیوب مشترک بین مرد و زن
عیوب مشترک بدین معناست که چنانچه در هر یک از زوجین یافت گردد، موجب پیدایش خیار برای طرف مقابل است.
1-1-1. جنون
جنون عیبی است که اگر در هر یک از زن و شوهر برای همسر وی حق فسخ می‌آورد و به اعتقاد فقهاء یعنی، دیوانگی و فساد عقل است. خواه دائمی باشد یا ادواری و خیار فسخ با فراموشی که زود برطرف گردد و با بیهوشی که عارض می‌شود با غلبه مره ثابت نمی‌شود.
مطابق ماده 1121 ق.م: «جنون هر یک از زوجین به‌شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل حق فسخ است»؛ بنابراین جنون زن یا شوهر اعم از اینکه دائمی باشد یا ادواری از موجبات فسخ نکاح به شمار آمده است به این شرط که استقرار و پایداری داشته باشد.
امام خمینی (ره): «اما عيوب مشترك: ديوانگى است و آن عبارت است از اختلال عقل، ولى اغماء و مرض صرع كه موجب پيدا شدن حالت معهودى در بعضى از اوقات مى‏شود از ديوانگى نمى‏باشد؛ و هرکدام از زوجين حق دارند با جنون طرفش ازدواج را فسخ نمايند؛ كه در جنون مرد به‌طور مطلق است؛ چه ديوانگى او قبل از عقد باشد و زن آن را نداند، يا بعد از عقد و قبل از نزدیکی، يا بعد از نزدیکی، حادث شود، البته در آنچه كه بعد از عقد پيدا شود درصورتی‌که به حدى نرسد كه اوقات نماز را نشناسد، تأمل و اشكال است؛ پس احتياط ترك نشود و اما در زن پس در موردى است كه‏ قبل از عقد باشد و مرد آن را نداند؛ نه آن‏كه بعد از عقد پيدا شود؛ و در جنونى كه موجب خيار فسخ است بين هميشگى و ادوارى آن فرق نمى‏كند؛ اگرچه عقد در حال افاقه او واقع شود. چنان‌که در اين حكم بين ازدواج دائم و منقطع ظاهراً فرقى نمى‏باشد».
و . . .